۸ شهریور ۱۳۹۵ ه‍.ش.

روز به روز فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیق‌تر می‌شد با این حال او تنها در ۲ ماه پایانی عمرش ۹۰ نقاشی برجای گذاشت. ونسان ون گوگ در ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی در شهر اور سور آواز در فرانسه در اثر شلیک گلوله به شکمش زخمی شد و روز بعد در مهمان‌سرای رَوو درگذشت. ونسان آخرین احساسش را به برادر خود، که قبل از مرگش بر بالین وی آمده بود، این‌گونه بیان کرد: «غم برای همیشه باقی خواهد ماند». شش ماه بعد تئو نیز درگذشت.

۳۱ مرداد ۱۳۹۵ ه‍.ش.

دوستم داری - میدانم - باز
دوست دارم که بپرسم گاهی

دوست دارم که بدانم - امروز-
مثلِ دیروز مرا می خواهی ؟ 

مهربانی ست؟ و یا - بی مهری ست؟
تنگِ بی آب برای ماهی؟ 

فرصتی تا بسرایم از هم
بس کن از فلسفه های واهی 

عشق، عشق است - چه بر لوحی زر-
بنویسند چه برگ ِ کاهی

پرسش از عقل فریبی ست به خویش
تا جنون میدهدت آگاهی

غیراز آن کوچه یِ بی نام و نشان 
خانه ی دوست ندارد راهی! 



محمد علی بهمنی

۲۶ مرداد ۱۳۹۵ ه‍.ش.

من همان سربازم

عشق
راهی‌ست برای بازگشت به خانه
بعد از کار
 بعد از جنگ
بعد از زندان
بعد از سفر
بعد از …
من فکر می‌کنم فقط عشق می‌تواند پایان رنج‌ها باشد
به همین خاطر همیشه آوازهای عاشقانه می‌خوانم
من همان سربازم که در وسط میدان جنگ
محبوبش را فراموش نکرده است.


"رسول یونان"

۲۰ مرداد ۱۳۹۵ ه‍.ش.

۱۹ مرداد ۱۳۹۵ ه‍.ش.

حال من؟

حال من حال اسیریست که هنگام فرار
یادش افتاد کسی منتظرش نیست، نرفت

۱۶ مرداد ۱۳۹۵ ه‍.ش.

نیازمندیم که دیگر دیر نباشد

نیازمندیم به
یک نفر
که تو باشی.
که خودت باشی، خودت،
با همان خیال‌ها و
خواب‌های خوشت.

نیازمندیم به بازگشتِ سال‌ها،
به عقب‌گردِ تقویم‌ها،
که یک کودکی، یک نوجوانی،
از نو تکرار شود،
بی‌کابوس و آرام، آرام.

نیازمندیم به عاشق بودنت،
به شعرهای نوزده‌سالگی،
به دیوانگی‌های کوچکی که
این‌بار شکست نخواهند خورد.


نیازمندیم که دیگر دیر نباشد.
نیازمندیم که دیگر دیر نباشد.
نیازمندیم که دیگر دیر نباشد.


محسن حاتمی؟ 

۱۴ مرداد ۱۳۹۵ ه‍.ش.

"آنکه یافت می نشود! آنم آرزوست"
یعنی ک نیست، نگرد